دایر مدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دایر مدار. [ ی ِ م َ ] (اِ مرکب ) مدار گردنده . ◄ گردش جای و محل دوران گرداننده و مجازاً گردنده . جای گردش و حرکت . ◄ پایه ورکن اصلی و چرخاننده ٔ امور. که همه چیز بر او گذر دارد و بر او نهاده آمده است . کسی یا چیزی که در انجام کاری یا چیزی کمال اهمیت را دارد. (فرهنگ نظام ).