دایمه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دایمه . [ ی ِ م َ ] (ع ص ) دائمة. مؤنث دایم . دائم : قضیه ٔ دایمه (دائمه )؛ قضیه ای است که حکم در آن بدوام نسبت محمول به موضوع باشد اعم از آنکه دوام در ضمن ضرورت باشد یا نه، بنابراین قضیه ٔ دایمه اعم از قضیه ٔ ضروریه است .