دایه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(یِ) [ په. ] (اِ.)<BR>۱- شیردهنده، پرستار کودک.<BR>۲- قابله. ؛~ دلسوزتر از مادر آن که به دروغ خود را مهربان و فداکار جلوه دهد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(یِ) [ په. ] (اِ.) ۱- شیردهنده، پرستار کودک. ۲- قابله. ؛~ دلسوزتر از مادر آن که به دروغ خود را مهربان و فداکار جلوه دهد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دایة. [ ی َ ](ع اِ) جای رحل از پشت اشتر. دای . (مهذب الاسماء).
دایة. [ ی َ ] (اِخ ) رجوع به عبداﷲبن محمد اسدی شود.
دایه . [ ی َ ] (اِخ ) صاحب کتاب مرصادالعباد. رجوع به نجم الدین رازی و یا نجم الدین دایه و غزالی نامه چ ١ ص ١٠٣ و تاریخ گزیده و مرصادالعباد شود.
مترادف و متضاد واژهدان
ربیبه، شیرده، ماماچه، مرضع، مرضعهماما پرستار