واژه جو

دبج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دبج . [ دَ ] (معرب، اِ) نقش (فارسی معرب ). (تاج العروس ). نقش و نگار. (منتهی الارب ). این کلمه و مشتقات آن معرب دیبای فارسی است . تزیین . (یادداشت مؤلف ). ◄ (مص ) با ظرافت و شیرینی افکار و احساسات خود را فهماندن . (از دزی ج ١ ص ٤٢١).

معنی دبج | واژه جو