واژه جو

دبوان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دبوان . [ ] (اِخ ) صاحب مجمل التواریخ والقصص گوید نام زنی است از نژاد پیغامبران در دوران آشفتگی قوم بنی اسرائیل . (مجمل التواریخ و القصص ص ١٤١). اما در مآخذ تاریخی و ازآن جمله تاریخ طبری نام وی بصورتهای دبورا و دلوان و دیوار ضبط شده است و صورت صحیح کلمه معلوم نیست .

معنی دبوان | واژه جو