واژه جو

دبیلی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دبیلی . [ دَ ] (ص نسبی ) منسوبست به دبیل که قریه ای است از قراء رمله . (سمعانی ).

دبیلی . [ دَ ] (اِخ ) یکی از دعاة اسماعیلیه و او به بغداد بود و همال ابن نفیس ابوعبداﷲ و در امر ریاست رقیب یکدیگر بودند و پس از ابوعبداﷲ نیز چندین سال بزیست . (الفهرست ابن الندیم ).

معنی دبیلی | واژه جو