واژه جو

دت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دت . [ دَت ْ ت ُ ] (اِخ ) از اسماء بنات نعش در مننترات آنچنانکه در بشن پران آمده است . (ماللهند بیرونی ص ١٩٧).

دت . [ دُ ت ِ ] (اِخ ) از اسماء بنات نعش در مننترات آنچنانکه در بشن پران آمده است . (ماللهند بیرونی ص ١٩٧).

معنی دت | واژه جو