دختر صوفی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دختر صوفی . [ دُ ت َ رِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ترند. صعوه : باز امشب گوییا با دختر صوفی نشست بر زبان عندلیبان گفتگوی غنچه است . میرزا داراب جویا (آنندراج ). رجوع به صعوه شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دختر صوفی . [ دُ ت َ رِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ترند. صعوه : باز امشب گوییا با دختر صوفی نشست بر زبان عندلیبان گفتگوی غنچه است . میرزا داراب جویا (آنندراج ). رجوع به صعوه شود.