ددیگر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ددیگر. [ دُ ] (ق مرکب ) عدد ترتیبی . دوم . ثانیاً. دودیگر : ددیگر چنین هست رویم که هست یکی گر دروغ است بنمای دست . فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ددیگر. [ دُ ] (ق مرکب ) عدد ترتیبی . دوم . ثانیاً. دودیگر : ددیگر چنین هست رویم که هست یکی گر دروغ است بنمای دست . فردوسی .