در سر آمدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ. سَ. مَ دَ) (مص ل.)<BR>۱- سقوط کردن.<BR>۲- دچار دردسر شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ. سَ. مَ دَ) (مص ل.) ۱- سقوط کردن. ۲- دچار دردسر شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
در سر آمدن . [ دَس َ م َ دَ ] (مص مرکب ) از سر به زمین افتادن . لغزیدن بطرف زمین . در اصطلاح امروز، سکندری رفتن . (فرهنگ لغات و اصطلاحات مثنوی ). کب . به سر درآمدن : گفت من بسیار میافتم برو در گریوه وْ راه و در بازار و کو خاصه از بالای کُه تا زیر کوه در سر آیم هر زمانی از شکوه در سر آیم هر دم وزانو زنم پوز و زانو زآن خطا پرخون کنم . مولوی .