درآباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درآباد. [ دُ ] (اِ مرکب ) جای در فراوان .
درآباد. [ دُ ] (اِخ )ده از دهستان ایزدموسی بخش مرکزی شهرستان اردبیل، واقع در ١٨هزارگزی باختر اردبیل و ١٠هزارگزی راه شوسه ٔ اردبیل به تبریز. کوهستانی، معتدل، و بر حسب سرشماری ١٣٣٥ دارای ٢٠٠ تن سکنه است . آب از رود آغ امام . محصول آن غلات و حبوبات . شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).