درآمده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درآمده . [ دَ م َ دَ/ دِ ] (ن مف مرکب ) داخل شده . (ناظم الاطباء). واردشده . دخیل : بازل ؛ شتر هشت ساله به نهم درآمده . (دهار). ♦ درآمده خلقت ؛ عربک . متداخل . (یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ فرورفته : قَعِس ؛ درآمده پشت . (منتهی الارب ). هَضم ؛ درآمده شکم گردیدن . (از منتهی الارب ). ◄ برون شده . ◄ صادرگشته . ◄ آشکارشده . پدیدگشته . (ناظم الاطباء). و رجوع به درآمدن شود.