درآی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درآی . [ دَ ] (فعل امر) امر بر درآمدن یعنی بدرون آی . (از برهان ) (جهانگیری ) (شرفنامه ٔ منیری ). و رجوع به درآمدن شود. ♦ برای و درای ؛ برو بیا. ۩ کنایه از شکوه و جلال و هیمنه و خدم و حشم : اگر به عهد منندی و در زمانه ٔ من مراستی ز میانشان همه برای و درای . سوزنی .