دراج
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دُ رّ) [ ع. ] (اِ.) پرندهای است شبیه کبک، اما چاق تر که بالهایش خالهای سیاه و سفید دارد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دُ رّ) [ ع. ] (اِ.) پرندهای است شبیه کبک، اما چاق تر که بالهایش خالهای سیاه و سفید دارد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دراج . [ ] (اِخ ) نام شهر اپیدامنوس در آرناؤودستان . قصبه و ناحیه ای در ساحل دریای آدریاتیک در یوگسلاوی . رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
دراج . [ دَرْ را ] (اِخ ) ابوالحسین سعیدبن حسین، به این نسبت معروف شده است . (الانساب سمعانی ).
دراج . [دَرْ را ] (اِخ ) ابن سمعان . ابوالسمع. تابعی است .
واژگان فارسی سره واژهدان
پروازکن
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه