درادوزا
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ رّ) (ص فا.)<BR>۱- دراننده و دوزنده.<BR>۲- باتجربه، کارکشته.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ رّ) (ص فا.) ۱- دراننده و دوزنده. ۲- باتجربه، کارکشته.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درادوزا. [ دَرْ را ] (نف مرکب ) درنده و دوزنده . صفت دائمی از دریدن ودوزیدن (دوختن ). ◄ آنکه خوب برش و دوخت کند. ◄ راتق و فاتق . (آنندراج ). مخلط مِزیل . (السامی نسخه ٔ عکسی ص ١٣٤). صاحب تجربه و دانا و عاقل باشد که اگر احیاناً کاری ناصواب از او سرزند اصلاح آن را بدانستگی تواند کرد. (برهان ) : خه خه ای دلبر درادوزا نیک می دری و خوش می دوزی . کمال اسماعیل . ◄ کسی را نیز گفته اند که جنگ و صلح و نیکی و بدی را با هم کند. درانه و دوزانه . رجوع به دراودوزا شود.