واژه جو

درازبینی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

درازبینی . [ دِ ] (ص مرکب ) که بینی دراز دارد. أخطم، أشم و سلعام ؛ درازبینی فراخ حلق کلان شکم . (منتهی الارب ).

معنی درازبینی | واژه جو