درازدستی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. دَ)(حامص.)۱ - تجاوز، تعدی. ۲- دست به مال و ناموس مردم دراز کردن.مترادفها و واژههای مرتبطتجاوز، تخطی، تعدی، تعرض، غلبهاستیلا، تسلط، غلبهواژه قبلی: درازدستواژه بعدی: درازنای