درازمحاسن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درازمحاسن . [ دِ م َ س ِ ] (ص مرکب ) آنکه محاسنی دراز دارد : معتصم مردی بود سپید... درازمحاسن . (مجمل التواریخ و القصص ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درازمحاسن . [ دِ م َ س ِ ] (ص مرکب ) آنکه محاسنی دراز دارد : معتصم مردی بود سپید... درازمحاسن . (مجمل التواریخ و القصص ).