درازکار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درازکار. [ دِ ] (ص مرکب )کنایه از شخصی است که مرتکب کارهایی شود که زیاده بر حالت و مرتبه ٔ او باشد، و متکلم به سخنان لاف و گزاف گردد. (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ) : درازکار بودگر به کسوت کملی به تاج و تخت کند میل رای پیر و گدای . رضی الدین (از آنندراج ).