دراس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دراس . [ دِ ] (ع مص ) کوفتن خرمن گندم را. (از منتهی الارب ). کوفتن خرمن . (تاج المصادر بیهقی ). کوفتن گندم را با خرمن کوب . (از اقرب الموارد). ◄ سخت گرگین و قطران مالیده شدن شتر. ◄ کهنه کردن جامه . (از منتهی الارب ). دَرس . و رجوع به درس شود.
دراس . [ دِ ] (ع مص ) بر یکدیگر خواندن مطلبی را. ◄ خواندن و مطالعه کردن کتابها را. ◄ آمیختن با گناهان . (از اقرب الموارد). مُدارسة. و رجوع به مدارسة شود.