درحال اتفاق
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
درجریان، ضمنی، دردستور جلسه، دردست اقدام، درحال انجام، دردست تهیه، طبق برنامه اتفاقی، تصادفی، غیرمترقبه، گاهوبیگاه، بستهبهمورد جاری، معاصر، شایع، فعلی رایج، متداول، مرسوم
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
درجریان، ضمنی، دردستور جلسه، دردست اقدام، درحال انجام، دردست تهیه، طبق برنامه اتفاقی، تصادفی، غیرمترقبه، گاهوبیگاه، بستهبهمورد جاری، معاصر، شایع، فعلی رایج، متداول، مرسوم