درحال مردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
میرنده، محتضر، درحالاحتضار، مردنی، رفتنی، اجلبرگشته، فانی، زودگذر پای اعدام، محکوم فاسدشدنی، تجزیهشدنی
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
میرنده، محتضر، درحالاحتضار، مردنی، رفتنی، اجلبرگشته، فانی، زودگذر پای اعدام، محکوم فاسدشدنی، تجزیهشدنی