درخش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ یا دِ رَ) (اِ.) ۱- فروغ، روشنایی. ۲- برق، آذرخش.مترادفها و واژههای مرتبطآذرخش، برقپرتو، روشنی، نوربراق، درخشنده، ساطعواژه قبلی: درختکاریواژه بعدی: درخشان