درخطربودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بهتارمویی بند بودن، ثبات نداشتن، جای پای سستی داشتن، محکم نبودن خطرناک شدن اوضاع، باریک شدن کار، حساس شدن ناامنشدن، ناامن وآشوب زده شدن، ناآرام شدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بهتارمویی بند بودن، ثبات نداشتن، جای پای سستی داشتن، محکم نبودن خطرناک شدن اوضاع، باریک شدن کار، حساس شدن ناامنشدن، ناامن وآشوب زده شدن، ناآرام شدن