دردح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دردح . [ دِ دِ ] (ع ص ) حریص به چیزی . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ گنده پیر. (منتهی الارب ). عجوز. (اقرب الموارد). ◄ پیر فانی . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج، دَرادِح . (منتهی الارب ). ◄ اشتری که دندانهایش از پیری رفته و به مغرز و حنک چسبیده باشد. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). و رجوع به دردحة شود.