دردخورد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومدردخورد. [ دَ خوَرْدْ / خُرْدْ ] (ن مف مرکب ) دردخورده . گرفتار درد. (ناظم الاطباء).واژه قبلی: دردخورواژه بعدی: دردخورده