دردسر دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دردسر دادن . [ دَ دِ س َ دَ ] (مص مرکب ) ایجاد دردسر کردن . ایجاد مزاحمت کردن . مورث تعب و رنج شدن . تصدیع. (دهار). مصادعت . (یادداشت مرحوم دهخدا) : چون به خاقان رسیده شد خبرش بازپس شد نداد دردسرش . نظامی . حدیث چون وچرا دردسر دهد ای دل پیاله گیر و بیاسا ز عمر خویش دمی . حافظ. چاره جویان را نمی دادیم صائب دردسر دردهای کهنه ٔ هم را دوا بودیم ما. صائب .