دردو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دِ دُ) (ص.) (عا.) شوخ چشم، بی حیا.واژه قبلی: دردهواژه بعدی: دردکش