دردچین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دردچین . [ دَ ] (نف مرکب ) دردچیننده . چیننده ٔ درد. آنکه درد را برمیدارد. (ناظم الاطباء). مونس و غمخوار. (آنندراج ). کسی که آرزو کند درد و بلای کسی دیگر بدو اصابت کند و فدای او گردد. غمخوار و دلسوز : بدین آسمانی زمین توام ز چینم ولی دردچین توام . نظامی . ◄ علاج کننده ٔ درد. ورجوع به درد چیدن شود.