دردی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دُ) (ص نسب.) آن چه ته نشین شود از روغن و شراب ؛ درد.واژه قبلی: دردکشواژه بعدی: درر