درربار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درربار. [ دُ رَرْ ] (نف مرکب ) درربارنده . بارنده ٔ درر. آنکه یا آنچه درها بارد. ◄ فصیح . (ناظم الاطباء) : از رشحات خامه ٔ درربار ریاض اخبار شاه فلک اقتدار بر وجهی نضارت یابد. (حبیب السیر چ تهران ج ٣ جزو ٤ ص ٣٢٣).