دررفته
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دررفته . [ دَرْ، رَ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) نعت مفعولی (در معنی فاعلی ) از دررفتن . رفته . شده . ◄ درآمده . بدرون رفته . ◄ فرار کرده . ◄ پاره شده . تغییر یافته : کف فرش در رفته است . پی و پاچین دررفته . ◄ کسر شده . کم شده . منها شده .یک خیک روغن رَغم دررفته . (یادداشت مرحوم دهخدا). منهای . مفروق : خرج دررفته دو هزار ریال برایش باقی مانده . ◄ در اصطلاح عامه، شانه خالی کرده .