درستکار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (ص فا.) ۱- آن که کارهایش به راستی و درستی انجام گیرد، درست کردار. ۲- امین، معتمد.مترادفها و واژههای مرتبطامانتدار، امین، ثقه، درست، درستکردار، صحیحالعمل، فریور، موتمن، مصیب، معتمد، نیکوکار ≠ دغلواژه قبلی: درستواژه بعدی: درستی