درستک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درستک . [ دُ رُ ت َ ] (اِ مصغر) تصغیر درست . مسکوک کوچک : هزاران طرف زرین طوق بسته همه میخ درستکها شکسته . نظامی . رجوع به درست شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درستک . [ دُ رُ ت َ ] (اِ مصغر) تصغیر درست . مسکوک کوچک : هزاران طرف زرین طوق بسته همه میخ درستکها شکسته . نظامی . رجوع به درست شود.