درسرای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درسرای . [ دَ س َ ] (اِ مرکب ) دربار. درگاه . آستان : چنین تا به آباد جایی رسید ز هامون سوی درسرایی رسید. فردوسی . بزرگان که بودند بر درسرای بیاوردشان مرد پاکیزه رای . فردوسی . چو لشکر شد انبوه بر درسرای بنزدیک شاه آمد آن نیک رای . فردوسی .