درشت/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دُ رُ) [ په. ] (ص.) ۱- زبر، خشن. ۲- ناهموار. ۳- دشوار، سخت. ۴- نگران، آشفته.مترادفها و واژههای مرتبطبدرام، خشن، زبر، زفتی، زمخت، سخت، سنگین، صلب، ضخیم، فربه، گنده، ناهموار، ناهنجار، هنگفت ≠ نرم، هموارواژه قبلی: درستیواژه بعدی: درشت خو