درشرف وقوع
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
قریبالوقوع، درراه، مقدر، پیشگویی شده، پیشبینی شده، درشرف، آینده، آماده ارائه، آتی، نزدیک، نزدیکشونده حتمی، ناچار، ناگزیر، اجتنابناپذیر، حتمیالوقوع، جبری، قطعی اجباری، غیرارادی مقتضی، مقرر، ضروری، فوتی، مرهون، بیدرنگ، فوری، بلافاصله، آنی، بلادرنگ آبستن، موجود، در نطفه، آماده تهدیدکننده تدارکاتی نحس میمون محتمل، پیدا موعود، ازپیش تعیینشده پیشبینیکننده