درمان شدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
التیام پذیرفتن (یافتن)، التیام پیدا کردن، مداوا شدن، شفا یافتن، بهبود یافتن، خوب شدن، بهتر شدن قابل درمان بودن، چاره داشتن، خوشخیم بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
التیام پذیرفتن (یافتن)، التیام پیدا کردن، مداوا شدن، شفا یافتن، بهبود یافتن، خوب شدن، بهتر شدن قابل درمان بودن، چاره داشتن، خوشخیم بودن