درنده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ رَّ دَ یا دِ) (ص فا.) وحشی، پاره کننده.مترادفها و واژههای مرتبطدد، سبع، وحشیواژه قبلی: درناواژه بعدی: درنفس