درنگی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.)(حامص.)۱ - آهستگی. ۲- تأخیر.(~.) (ص.) ۱- کندرو، سست. ۲- پابر جا، استوار. ۳- به درازا کشیده.واژه قبلی: درنگ کردنواژه بعدی: درنگیدن