درنگ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دِ رَ) [ په. ] (اِ.) ۱- توقف، سکون. ۲- آهستگی، کندی. ۳- آسایش، راحتی.مترادفها و واژههای مرتبطایست، توقف، سکون، مکث، وقفهفرصت، مهلتتامل، تانیواژه قبلی: درنوشتنواژه بعدی: درنگ کردن