واژه جو

دروازق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دروازق . [ دَرْ زَ ] (اِخ ) مأخوذ از دروازه ٔ فارسی . نام قریه ای است در یک فرسخی مرو و نزدیک دیوقان، و آن قریه ای است قدیمی که مسلمانان هنگام فتح مرو در آن فرود آمدند. (از معجم البلدان ).

معنی دروازق | واژه جو