واژه جو

دروزن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دروزن . [ دِ رَ / رُو زَ ] (نف مرکب ) حصّاد و دروگر. (ناظم الاطباء). درونده ٔ غله . (از شعوری ج ١ ورق ٤٥٠).

دروزن . [ دَ؟ ] (اِخ )ذکر ماسح و سوادی که در آن مقادیر مساحت شده ٔ زمینها را ثبت کند. (مفاتیح، در مواضعات ذکور و دفاتر).

معنی دروزن | واژه جو