دروضعیت ناآماده قرار دادن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
غافلگیر کردن، غافل کردن، متعجب کردن حواس را پرت کردن شبیخون زدن، توجه را جلب نکردن آب را گلآلود کردن، مغشوش کردن دیر (بهبلوغ) رسیدن، رشد آهسته داشتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
غافلگیر کردن، غافل کردن، متعجب کردن حواس را پرت کردن شبیخون زدن، توجه را جلب نکردن آب را گلآلود کردن، مغشوش کردن دیر (بهبلوغ) رسیدن، رشد آهسته داشتن