درون/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (اِ.) دعایی که زردشتیان خوانند و بر خوردنیها دمند و سپس خورند.(دَ) (اِ.) داخل، میان چیزی.مترادفها و واژههای مرتبطاندر، اندرون، تو، داخلباطن، نهاد، وجدان ≠ برون، بیرونواژه قبلی: دروغگوواژه بعدی: دروند