درویش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ) [ په. ] (ص.) ۱- فقیر، تهیدست. ۲- صوفی، قلندر.مترادفها و واژههای مرتبطرهرو، سالک، صوفی، عارف، قلندربیچیز، بینوا، تهیدست، عایل، فقیر، مفلس، نیازمندزاهد، عزلتگزین، گوشهنشین، معتکفواژه قبلی: درویزهواژه بعدی: درویشی