درک کشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درک کشیدن . [ دَ رَ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) این ترکیب در عبارت ذیل منقول در سفرنامه ٔ رابینو آمده است و ظاهراً معنی ملتزم و متعهد کردن کسی به انجام عملی با بیم دادن به عذاب آن جهانی دارد : بر شرکاء رودخانه ٔ مذکوره واجب و لازم است به مقتضای شریعت مطهره که در حین قسمت نمودن آب و درک کشیدن آنچه حصه ٔ موقوفه است چیزی قاصی و منکسر نگردانند و از هول و فزع و عقوبت درک یاد کنند. (سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ٥١). رجوع به درک اصطلاح فقه ) شود.