درکی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درکی . [ دَ رَ ] (اِخ ) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل واقع در ٦ هزارگزی شمال بنجار و دو هزارگزی راه مالرو جلال آباد به زابل، با ٨٠٤ تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ هیرمند و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
درکی . [ ] (اِخ ) نام شاخه ای از تیره ٔ عیسی وند هیهاوند از طایفه ٔچهارلنگ بختیاری . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص ٧٧).
درکی . [ دَ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اورامان بخش رزاب شهرستان سنندج واقع در ٢٣ هزارگزی شمال باختر رزاب و ٩ هزارگزی باختر راه اتومبیل رو مریوان به رزاب، با ٥٠٠ تن سکنه . آب آن از چشمه و راه آن مالروو صعب العبور است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).