درگاهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درگاهی . [ دَ ] (ص نسبی ) منسوب به درگاه . ◄ درباریان و مردمان و سپاهیان که در خدمت دربارند : پس به مشاورت آلتونتاش ...تغتمش جامه دار نامزد شد به سالاری این شغل با چهار هزار سوار درگاهی و سه هزار پیاده . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٦٣). بیرون سرای پرده بسیار مردم درگاهی ایستاده بودند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٥٥١). ◄ (اِمرکب ) در اصطلاح عامه ٔ مردم، عتبه . آستانه . درگاه .