درگور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درگور. [ دَ ] (اِخ ) درگیر. دهی است از دهستان ایسین بخش مرکزی شهرستان بندرعباس واقع در ٤٠ هزارگزی شمال باختری بندرعباس و ٥ هزارگزی شمال راه فرعی لار - بندرعباس، با ٤٠٥ تن سکنه . آب آن از چاه و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
درگور. [ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خمیر بخش مرکزی شهرستان بندرعباس واقع در ٤٦ هزارگزی باختر بندرعباس و دو هزارگزی جنوب راه مالرو خمیر به بندرعباس با ٨٦٩ تن سکنه . آب آن از چاه و باران و راه آن مالرو است . مزرعه ٔ حمزه محمدشاهی جزء این ده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
درگور. [ دَ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان رودان بخش میناب شهرستان بندرعباس واقع در ٦٥ هزارگزی شمال خاوری میناب و سر راه مالرو کهنوج به رودان . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).